ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

48

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و خونش را بريزند . آنان نيز چنين كردند و بر او حمله بردند و او را كشتند . بلقيس سپس وزيران او را فرا خواند و به نكوهش ايشان پرداخت و گفت : « آيا هيچ كس ميان شما نيست كه به خاطر دختر خود و دخترهاى خانواده‌اش از همكارى با چنين بىناموسى شرم داشته باشد ؟ » آنگاه پيكر بىجان او را كه كشته شده بود به ايشان نشان داد و گفت : « اكنون مردى را كه شايستهء پادشاهى مىدانيد ، برگزينيد . » آنان در پاسخ گفتند : « ما جز تو هيچ كس ديگرى را به پادشاهى نمىپذيريم . » و او را به فرمانروائى برگزيدند . » و نيز گفته شده است : پدر بلقيس پادشاه نبود و تنها ، وزير پادشاه بود . پادشاه مردى بد نهاد و زشت رفتار بود و دامن دختران سروران و توانگران و بزرگان را لكه‌دار مىساخت . بلقيس او را كشت و مردم نيز - به پاس اين نيكى ، كه آنان را از گزند چنان بيدادگرى رهائى بخشيده بود ، او را به پادشاهى برگزيدند . همچنين درباره پهناورى دامنهء فرمانروائى و بسيارى لشكريان او بيش از اندازه سخن رانده‌اند مثلا گفته‌اند : در زير دست او چهار صد پادشاه بودند . هر پادشاهى بر يك ناحيه فرمان مىراند و چهار هزار مرد جنگى در اختيار داشت .